الشيخ أبو الفتوح الرازي

416

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

كه در اين طرف : وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِناتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِياءُ بَعْضٍ ( 1 ) ، لا جرم در حقّ ايشان گفت : المؤمنون كنفس واحدة و گفت : المؤمن للمؤمن كالبنيان ( 2 ) يشدّ بعضه بعضا ، و اين غايت تحذير است كه خداى تعالى كرد تا مؤمنان با كافران مخالطت و موالات نكنند چه اگر كنند گفت از ايشان باشند . * ( إِنَّ اللَّه لا يَهْدِي الْقَوْمَ الظَّالِمِينَ ) * ، و خدا هدايت ندهد ظالمان را در او دو قول گفتند يكى از آن كه : لا يهديهم الى طريق الجنّة ، ايشان را ره بهشت ننمايد ( 3 ) و قولى ديگر آن كه ايشان را آن حكم نكند كه مؤمنان را كرد از حسن ثنا و مدح و نصرت بر اعدا . قوله : * ( فَتَرَى الَّذِينَ فِي قُلُوبِهِمْ مَرَضٌ ) * - الآية ، گفت نبينى خطاب كرد با رسول - عليه السّلام - و گفت نبينى يا محمّد آنان را كه در دل بيمارى دارند و شك و نفاق ، * ( يُسارِعُونَ فِيهِمْ ) * ، كه شتابزدگى مىكنند در حقّ جهودان و ترسايان ، و قوله ( 4 ) * ( يُسارِعُونَ ) * در جاى مفعول دوم * ( فَتَرَى ) * است . و المعنى تراهم مسارعين ، يعنى عبد اللَّه ابىّ سلول * ( يَقُولُونَ ) * در جاى حال است از مفعول اى قايلين در آن حال كه مىگويند * ( نَخْشى ) * ، مىترسيم كه به ما رسد . * ( دائِرَةٌ ) * يعنى [ نكبتى ] ( 5 ) كه بر ما گردد از ايشان و دولتى و دستى ( 6 ) كه ايشان را باشد بر ما ، و دولت را دايره خواند ( 7 ) لدوره بين النّاس ، براى آن كه ميان مردمان گردد و دولت و دور به يك معنى است قال اللَّه تعالى : وَ تِلْكَ الأَيَّامُ نُداوِلُها بَيْنَ النَّاسِ ( 8 ) و تداولته الايدي اذا انتقل من يد الى يد ، و قال تعالى : عَلَيْهِمْ دائِرَةُ السَّوْءِ » ، قال الشّاعر : يردّ عنك القدر المقدورا و الدّائرات السّوء ان تدورا حق تعالى رد كرد بر منافقان و اميد داد مؤمنان را گفت :

--> ( 1 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 71 . ( 2 ) . اساس ، وز : كالبينات ، با توجه به آج و ديگر نسخه بدلها تصحيح شد . ( 3 ) . اساس ، مر : ننمايند ، با توجه به وز ، آج ، لب تصحيح شد . ( 4 ) . آج ، لب - مر تريهم . ( 5 ) . اساس : ندارد ، با توجه به وز و ديگر نسخه بدلها افزوده شد . ( 6 ) . وز ، مر : دوستى . ( 7 ) . آج ، لب ، مر : خوانند . ( 8 ) . سورهء آل عمران ( 3 ) آيهء 140 . ( 9 ) . سورهء توبه ( 9 ) آيهء 98 .